شنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۵

خوارزمي

من پشت کامپيوتر. اگر بدونيد چقدر کار داشتم؟ اينترنتش پر سرعت بود، اونوق دلتون بسوزه، گوگل ويديو کلي کليپ گذاشته بود که منم ببينم.
چقدر بي ادبه اين بشر!!!


من و صدرا ساعتچي. جفتمون دستمون به کمرمونه. در بازديد از موتورسيکلت کشاورزي


من و آقاي امام دادي که ايستادند. جلسه هماهنگي داوران در دانشگاه شهيد رجايي. آقاي کاظمي هم نشستند. 3 تا صندلي انورتر از من


امروز من و جشنواره خوارزمی. من که برام فرقي نمی کنه. کارو بدن میکنم، ندن هم می کنم. اما آقای امام دادی بنده خدا خيلي اذيت شدند. براي گرفتن خلاصه طرح ها از استاد فيزيک، دکتر … چقدر تلفن و …. و دست آخر هيچي. چون مامان پشت در مونده بود و رفته بود خونه ي همسايه مجبور شدم ترکشون کنم وگرنه ميموندم تا اون 2 طرح الباقي هم قالش ختم به پرينت بشه.
عکسا مربوط به تابستون 85. یه زن کردی بستون. اسموش بذار ...

۳ نظر:

  1. rasti in ahange az webloge toe 3 saniye mizane o mipare mire?
    chand rooze hey migam khodaya man kodum web o site ke miram in seda ro mide ! akhe hamishe ye sad ta safe jelom baze.
    ta alan ke faghat webloge to baz bud o mocheto gereftam !
    albate motmaen nistam !
    age are pas chera khodesh tamum mishe?

    پاسخحذف
  2. .zare bin nemikhad ke, roshun klik koni axe large ro neshunet midan

    .UHUM UHUM! ahange male hamin haghire, va gozashtam ye abr bezane ke dir gir byofte .... ahsant bar to. ghablan kimia yeki az morajeen mitarsundesh in ahange, baresh dsahtam, 2bare gozashtamesh!

    damet JIIIZ

    پاسخحذف