یکشنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۵

با هم بخنديم

سلام
بياييد با هم بخنديم.
اتاقم تميز شد. همه چيز رو گذاشتم سر جاش. لباسام. CD ها. کاغذها. روي ميزم. همه و همه. از حالا مي فهمم بقيه چه جوري ميشن. مامان و بابا و برادر و هر کي بياد بالا. اتاق حامد به هم ريخته بوده هميشه. بر عکس مهدي که همه چيزش سر جاشه. بخنديم. من خودم خندم گرفته. يک دروغ بگم. اصلا دلم تنگ نميشه براي هيچ کس!! بخنديم حالا با هم!!

کم کم هم موارد بردني رو يک گوشه ميذارم. الان کنار دشکم روي زمين، چند تا لباس گرم و ساقه طلايي و ترد و 2 تا دستمال کاغذي با قرص هام هستند.

شنيدم که اونجا تو غذاهامون کافور مي ريزن. بعدش هم فهميدم براي اينکه قوه جنسيمون آروم بشه. بادمون رو بخوابونه. اين خيلي نامرديه ... ولي باز به اين هم بخنديم!!

موهاي سرم رو ديشب زدوم. کوتاه شده ولي جمعه از ته ته مي زنم. تا دو ماه ديگه زيادي بلند ميشه. بخنديم به اين هم؟ باشه بخنديم!!

ديشب علي رضا زنگ زده براي کارش. اغراق نگم يک ساعت بيشتر فقط براش حرف زدم که چي کار بکنه چي کار نکنه. هي هم ميگه تو خيلي قشنگ حرف ميزني. واردي به کار. تازه من تا حالا محيط کار اونو نديدم. و کارش رو نمي دونم. اما دغدغه هايي رو که داشت براش 2-3 تا راه حل دادم تا تو برخورد با کارفرما کم نياره. انقدر سکوت مي کنه همه خيال مي کنن همه چي بلده. بهش ميگم خوب عاقل! هميني که به من ميگي نمي دونم به اونا بگو. خوب خود من هم خيلي چيزا رو نمي دونم. اگر چيزي به کسي، اونهم اوني که کارو مي خواد، نگم، خيال مي کنه مشکل حله و من همه چيو بلدم. به اين هم بخنديم!!

عصري ميريم سانديس بخريم براي بردن به اونجا. ماشين رو هم توي اين هفته ميذارم خونه داداش رضا. به چند دليل. خونش پارکينگ داره. هر وقت دلش خواست ماشين رو در بياره باهاش تمرين کنه تا دستش راه بيفته. ماشين راه ميره. اما مشکلاتي داره که اصلا دلم نمي سوزه اگر 10 تا مشکلش بشه 12 تا. به اين هم بخنديم!!

ديگه چي بگم بخنديم؟ شما يک چيزي بگيد ...

۶ نظر:

  1. comentam pak shode chera?????????
    alaf yani bikar ...
    man ke alaf nisam biam inja coment bezaram to pak koni?:))
    be sare kachalet ham nemikhandam belakhare ye doreeye hame bayad kachal beshan:D
    omidvaram ke sar bazi ziad sakht nagzare, pak koni khodet midooni

    پاسخحذف
  2. pak nakardam man , faghat ye poste jadid gozashtam!! to matlab ghabli hast baba be june khudam! man bikhud bokonam pak konam!
    man aslan ki basham ke pak konam!


    mamnon golam! ama vaghean khandeye az roye nemidonam chi chi daram :))

    پاسخحذف
  3. rast migi akhe man in posto khoondam yeho to up kardi be sorate bargh! bad umadam didam eeeeeeee chera matlabet ye chize digast va comente manam nist! fek kardam pak kardi:D vali alan didam hast:D:D mamnoon
    movafagh bashi

    پاسخحذف
  4. خنديدن كه جرم نيست. بخنديم
    اما نه به هر چيزي... انگار دلم يه كمي هواي مادربزرگ شدن را كرده... اما نميدونم چرا حس كردم بعد از خوندن نوشته ي شما هيچ حس خنديدن نداشتم. به جاش فقط دلم خواست براتون آرزوي سلامتي كنم و موفقيت و اينكه اميدوار باشم كه روزهايي رو كه در پيش دارين به خوبي ازشون استفاده ميكنين (البته حالا شما ميتونين به اينكه من انقدر مثل مادربزرگها نصيحت كردم بخندين)

    پاسخحذف
  5. :)ممنون از نظرت
    شاید بشه گفت از افعال معکوس برره استفاده کردم. حسی مثل مجسمه های خنده - گریه ...
    قشنگ گفتی
    خندیدن جرم نیست

    من می خندم مادربزرگ مهربون ;)
    :)

    پاسخحذف
  6. مرسی که تکالیفم رو چک کردید اما چرا نظر سنجیت خارجکیه .آدرس وبلاگ زهرا چی بود بهش یه سری بزنم.اگه بخوام مطلبی تو مثلا پیوند روزانه بنویسم باید چکار کنم؟

    پاسخحذف