سه‌شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۷

ضمينه


شما در چه زمينه اي تبليغ مي دهيد؟

در باب برنامه نود -90- همين بس كه كسي نمي گويد علت اين برخوردن ها دولتي بودن ورزش است. وگرنه آقايان به جاي پاسخ به سئوالات و دغدغه ها و هدر ندادن بودجه ها و فرصت ها و خيلي اموري كه به من ربطي نداره، به حاشيه نميرند. به من چه رو هم گفتم كه خيالم راحت شه.

جمعه، دی ۲۷، ۱۳۸۷

بريم گمشيم

از مهمترين اتفاقات بعد از خدمت اگر بخوام چرت نگم، تموم كردن سريال لاست - LOST - بوده كه امشب به پايان رسيد.
بواقع از ديدن پشت صحنه هاش لذت بردم. اي كاش سينما ماورا راه بيفته و اين سريال رو با تمام صحنه هاي معاشقه اش نقد كنند. اونم فقط نقد دكتر فاطمي!!
فقط توصيه اينه كه قبل از اينكه صدا و سيما برينه به فيلم و بخواد پخشش كنه ببينيدش!

چهارشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۷

ناشي

حالا اين ياهو ناشي گري كرده يا مرام گذاشته كه سئوال مي كنه مهم نيست. نفس عمل مهمه!!!

چهارشنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۷

اين تصميم

خوب اعتراف مي كنم - يعني بايد بكنم - كه از اين تصميم، علي رغم فنداسيون خوب اوليه، استفاده نكردم متاسفانه. از اين رو مجددا با خودم در اين مطلب بيعت مي كنم.

دوشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۷

وايييي ووااي واييييي!!!

اگر كشتند چرا آبت ندادند!!‌ وايييي ووااي واييييي!!!
اگر كشتند چرا خاكت نكردند! وايييي ووااي واييييي!!!
كفن بر جسم 100 چاكت نكردند! وايييي ووااي واييييي!!!

گلي گم كرده ام مي جويم او را!
... شنيدم كام عطشان جان سپردي!

مادر برات بميره!‌ وايييي ووااي واييييي!!!

یکشنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۷

يكجا

اين مردمان را چه مي شود؟؟؟‌ freegate را پولكي كرده اند. حالا همان با مرام ها و لوتي هاي گذشته و يا اين بي معرفت هاي امروز. پولي شده است ديگه!‌ خوش دارم از تكنولو‍ژي و مخ خودم (و خودمون) كه در طرفه العيني غلط خودمون رو مي كنيم/مي ريزيم! خدا رو شكر از اين همه نعمت.
به قول ياسين مرادآبادي، بچه تريپ باز بالا شهر هم خدمتي: چطور اين همه مخ، در تو يكجا جمع شده!! (البته اون اينو نمي گفت. مي گفت: من موندم اين همه دانش چطور در تو يكجا جمع شده. شده بود تيكه كلاممون به اين و اون مي گفتيم: چطور اين همه شعور در تو يكجا جمع شده!!)

جمعه، دی ۱۳، ۱۳۸۷

چشم! من ميرم!

هيچ رقمه با آقاي دكتر ازغندي حال نمي كنم. ميگه كه ما خيلي چيزاي به درد نخوره اونور رو مي دونيم، اما خيلي چيزاي خوبه مربوط به تاريخ و فرهنگ خودمون رو نمي دونيم. ايشون نمي دونند اصولا ما اينا رو چطور شده كه مي دونيم و اونا رو چطور شده كه نمي دونيم؟ من دنبال دانستن اين مطالب نرفتم، خودشون از وب و دوست و آشنا و ايميل، ‌با رنگ و لعاب جالبي به دست من رسيدند. ايشون و امثال ايشون و مديراني با مدرك ايشون و كلا جريان فكري ايشون، با داشتن مسئوليت و دريافت حقوق بابت فرهنگ سازي، چه كاري در اين زمينه كردند؟ اسمش اطلاع رساني است يا فناوري و يا جنبش نرم افزاري! هر چه هست. شما بفرمائيد كه چه كرديد؟
در اين زمينه دو خاطره دارم:
1. سال 3 دانشگاه استاد رياضيات گسسته كه فاميليش يادم نمياد، دو سال بعد از انتخابات خاتمي، مطرح كرد كه اصولا هنر مديران سطح بالا، در تعطيل كردن مكان، و باز كردن مسجد نيست. منظورش هم از مكان اون مكان نبود. منظورش تعطيلي و برخورد با هر پديده اي بود اصولا. و گفت اگر من بودم، مسجد و دانشگاه و .... باز مي كردم، آن طرف تر هم كاواره و ديسكو و ... باز مي كردم. هنر من آن است كه خوبي هاي آن و بدي هاي اين را بقدري خوب به خلق الله منتقل كنم كه خودشان انتخاب كنند. بنظرم اين است پديده جبر و اختيار. جالب است كه سن استاد، آن زمان به زور به 30 مي رسيد.
2. يكي از اقوام با سن و سال بالا و ريش سفيد در هر زمينه اي، و بسيار معتقد، از سفري كه به مراكز مذهبي مالزي و ديگر كشورها داشت مي گفت. گفت نرم افزارهاي دقيق و كاملي طراحي كردند كه نتايج جستجوي يك كلمه ساده آنها، در منابع زيادي در زمان كمي و با كيفيت مناسبي در اختيار قرار مي گيرد. و خوب ظاهران كلي دردش اومده و تا اومده ايران رفته قم و بازديد كرده و به تعبير خودش: به ريششون خنديدم كه اين همه پول و بودجه و نيروي انساني صرف چه كرديد؟ خريد كامپيوتر با LCD و تهيه ساختمان هاي نوساز و شيك و نصب بردهاي تبليغاتي و تهيه نرم افزاري كه در چند منبع محدود، كاربر را دق مي دهد تا نتايج نه چندان به دردبخوري نشان دهد؟!؟ و ... (خيلي چيزاي ديگه گفت. من سانسورش مي كنم)

آره. واقعا آقاي دكتر نمي دونند ما از چه كانالي اينا رو مي دونيم؟ در خيل ايميل هاي روزانه من، كي و كي و كي و كي ايميل مي زنند از نحوه افزايش طول ... گرفته تا آخرين باري كه جنيفر و آنجليا و بريتني خدمت آقاي زارعي رسيدند و يا حاج آقا تويسركاني و دانشگاه زنجان و ...
امشب اين آقاي دكتر داشت مي گفت به شنونده ها و بيننده ها كه بريد دنبال تاريخ و فرهنگ و چيزاي خوب. چشم! من ميرم!

داستان

داستان به اين ترتيب شده كه فضاي ديسك سختم كمتر از 10 گيگ هست (مجموع = 60 گيگ) و من براي سه ماه 15 گيگ پهناي باند دارم. خوب خودم هم مي دونم كه بسياري از مواردي كه مياد رو سيستم كاملا موقتي هست و پاكشون مي كنم. چيزي كه بر اثر كمي مكث فقط به ذهنم زد اينه كه ببين (از روي تعجب و حيرت مثلا) چقدر .........
ديتا توي اين اينترنت هست،
كجاها ذخيره ميشند،
چه فايده اي دارند،
من كدوماشونو بايد داشته باشم.
علي ايهالحالن كه در عرض كمتر از يك هفته، حدود 2 گيگ خوردم.
الكي نيست شكمم زده بيرون دوبل كون مورچه (نقطه) دي

چهارشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۷

مطالعه

از: درس نامه شفا ...
  • مطالعه براي لذت و زينت و قدرت به كار مي آيد .لذت آن در تنهايي ، زينت آن در سخنراني و مجلس آريايي و قدرت آن در قضاوتها و عرصه ي سود و سودا آشكار ميشود .
  • كارشناسان و متخصصان ميتوانند در رشته ي خود عمل كنند و حتي در جزئيات يك يك نظر دهند ، اما طرح اجراي كلي امور بهتر است توسط دانشمندان جامع صورت گيرد .
  • مطالعه ي بيش از حد نشان كاهلي ست و گريز از عمل ، بهره گيري از مطالعه براي زيب و زيور خودنمايي ست و قضاوت در كارها تنها از روي كتاب ، كار نوآموزان دبستاني ست .
دوستاني كه اين تيكه متن ذوق زدشون كرد، خدمتتون بگم بقيش در خود لينك هست. بريد و تا آخرش بخونيد و ببينيد كه براي كي هست. اگر هم ذوق زده نشديد، به بهشت!

سه‌شنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۷

خلاص

  • خدا من را از شر ويندوز سرويس پك 2 خلاص و به ويندوز سرويس پك 3 دچار نمود
  • به نظر من، ايده طرح تحول اقتصادي، ايده تعميم يافته بازي ايروپولي است. ببين من كي گفتم!

دوشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۷

واي حسين

محرم است كه محرم است. روزاي ديگه آدم باشيد. آزاد باشيد. نه؟
روزاي ديگه سري به نيزه بلند نيست؟ روزاي ديگه دله دزدي نمي كنن؟ روزاي ديگه ... ملت ... ؟ يعني چي مسخرشو كشيديد پايين. درس بگيريد تو رو قورآن!‌ آدام باشيد!

یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۷

راهنمايي

يه لحظه فكر كن كه در مقطع راهنمايي اين امكانات برات فراهم بود. چه حس خوبيه ها!!

نمونه سوال امتحانی کلاس دوم راهنمایی 
درس اول
دروس اول و دوم
درس سوم

شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۷

من و مورچه


یه مورچه اگه صد دفه دونه اش بیفته ، دو باره ورش میداره.

امید نذار بمیره.
غم جای اونو بگیره.
نترس نترس بچه جون.
بدو بدو بازم به میدون.

پنجشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۷

نه اینقدر

  • اونقدری که در بعضی کارهام دقیق و منظم هستم، در اکثر کارهام بی دقت و نا منظم هستم.
  • CHILDREN - (Dream Version) - Robert Miles - این موسیقی با من شنا می کنه
  • آلبوم باغ وحش جهانی رو هم که چندی پیش دوست خوبم مهندس قاضی نور عزیز بهم معرفی کرده بود دانلودیدم. واقعا توصیه میشه.
  • دوست دارم با یه آدم شطرنج بازی کنم. (با کامپیوتر نه!)
  • ایکاش بفهمند که share کردن در گوگل و سرویس هایی مانند دیلیشس جهت جلوگیری از کپی/پیست کردن کل مطلب خلق الله اختراع شده.

سه‌شنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۷

تفعیل

  • سرعت اینترنت کنده، وضعیت حقوق بشر ما میگن خوب نیست. میشه بین نقص ها و هشدارها و سایر اخبار مربوط به کشورم، ایران، رابطه ای پیدا کرد و متصور شد؟ 100% که میشه. من اینا رو می فهمم. خیلی های دیگه هم می فهمند. موندم چرا اونایی که باید بفهمن نمی فهمن. یا نفهمند یا براشون نمی صرفه که بفمند، که در این صورت خیلی نفهمند. فهم این نفهمی از هر آدم فهیمی بر میاد. حتی فهیمه!!
  • چندی پیش از سایت irexpert، در خیل نامه هایی که برام ایمیل می کنه، ایمیلی اومد مبنی بر اشتراک هفته نامه عصر ارتباط به همراه یک عدد فلش 4 گیگا بایتی به همراه 100 مگابایت هاست یکساله به قیمت 22 هزار تومان. خوب از دیروز این مدارکش به دستم رسید و از اینکه عضو این سایت هستم خیلی خرسندم.
  • عجیب وقتی یاد اون تیکه فیلم "اخراجی ها" که می خوندن: "یاور تخریبچیه من" می افتم، "احمدی نژاد" میاد جلوی چشمم. مقایسش می کنم با شعری که یکسری از طرفداران ایشون بصورت حماسی بر همون سبک "یار دبستانی من" خوندند! چه تخریبی می کنه این بازیکن.

دوشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۷

عجیبه

چیزی که برام اذیت کننده هست، اینه که اکثرا یاهو مسنجرم لاگین نمی کنه، بعدش توی یاهو میل، بعضی وقتا Invisi بعضی وقتا هم مثل آدم حسابی لاگین می کنم. بعد بعضی وقتا اصلا متوجه نیستم توی یاهو میل آنلاینم و اصلا نمی خوام آنلاین باشم.

شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۷

چه!

بخشيدي كه بخشيدي. به كسي چه!
پ.ن. چند خطي نوشتم و پاك كردم تا آخرش شد اين!
پ.ن.باز. از این بخشش، حس خوبی دارم. احساس بزرگی می کنم. 

جمعه، آذر ۲۹، ۱۳۸۷

هم اكنون

  • قرار شد،‌ كه در برنامه تور يكروزه OLC جمعه هفته بعد شركت كنم.
  • وقتي LOST رو ديدم، فكر كردم هر چه زودتر اين وبلاگو پاك كنم كه ملت از جيك و پوك آدم خبردار نشن. حدس مي زنم مثلا ساني و يا حتي خود هرمس هم بي دليل كم حرف نشدند!! (احتمالا مكين اينجا رو بخونه من رو تاييد يا تكذيب كنه!)




پ.ن.1. بنا به نظر رسيده، پس بيخودي اينجا رو نمي پاكم. :) _ مرسي مكين. جان وبلاگي را نجات دادي!
پ.ن.2. اون بولت آخريه يك نوشته داشت كه پاكش كردم. عوضش به اطلاع مي رساند پسر عامو اميرحسين و بانوشون (يعني همسرشون. بانوشون چيني-ژاپني يا آسيايي نيستند. هموطن هستند!) از بريتانياي كبير به كشور عزيز در اين سوي آبهاي نيلگون خليج فارس بازگشته اند. ضمن خيرمقدم مشتاقانه منتظريم تا سه شنبه عصري ملاقاتشان كنيم.
پ.ن.3. دلم عجيبان غريبا براي دوستي كه چندي پيش ديدمش تنگ شده. اسمش رو نميگم گير نده. بحثي بود كه چشمش رو بست و باز كرد و گفت عمر به همين سرعت ميگذره. از خدا و خودش پنهان نيست، اما بقدري محو اين گفته و اجرا شدم، كه ازش پرسيدم ميشه دوباره بگي چجوري؟ كه باز چشمش رو باز و بسته كرد و اين چشم بهم زدن واقعا توي ذهنم مونده. همين اساعه كه اين مطلب رو وارد كردم، ديدم كه آخرين مطلبم براي 3 روز گذشته است. ا ا ا ا!! ‌يعني فردا شنبه هست و تموم شد؟؟؟

سه‌شنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۷

سبك بزرگمان


به سبك بزرگمان عيد را تبريك ميگيم:
عید غدیر خم جشن ولایت- نه جشن قدرت- و روز دوستی- و نه روز نصر با تکیه بر ترس- روز یادآوری مهمترین ارزش ها یعنی این که حفظ قدرت از حفظ اسلام مهمتر نیست بر شما مبارک باشد.
سیدعطاءالله مهاجرانی - مكتوب

یکشنبه، آذر ۲۴، ۱۳۸۷

شمارنده اميدبخش

  • به دنبال يك تايمر هستم كه از طريق اون بتونم چك كنم كه روي شرح وظايفم چقدر زمان صرف مي كنم. اوني كه به كارم مياد رو توي گوگل گگت براي گوگل دسكتاپ پيدا كردم و نصب كردم. لينكشو يا حداقل اسمشو چون الان خونم ندارم بذارم. اما توي فايرفاكس هم بدنبال timer‌ گشتم و اين تايمر اميدبخش رو پيدا كردم.
  • مراتب ارادتمندي خودم رو به ابراهيم مجدد اعلام مي دارم. چرا كه ديگه از babylon‌ استفاده نمي كنم و در منزل از Longman و در محل كار از Oxford بهره مي برم. لذتي دارد هان وقتي آدم زبان نمي فهمد. واقعا بعضي نفهميدن هايي كه در پي آنها مطالعه هست لذت بخش هستند!!
پ.ن: این اسم اون افزونه های گوگل دسک تاپ: timer | work time recorder| limiter